تاريخ : بیست و دوم بهمن 1387 | 1:30 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا مبارکی

تعزیه در لغت واصطلاح:

« تعزیه Taziye » (ع) تعزیه تعزیت ) عزاداری کردن [ مطلقاً ] بر پا داشتن مجلس عزا برای حسین بن علی (ع) مخصوصاً – نمایش دادن وقایع کربلا و حوادثی که بر سر بعضی از ائمه آمد – نمایش – مذهبی – شبیه خوانی . » ( فرهنگ معین )

«تعزیه، که مصدر فعل متعدی است، به دو صورت متعدی و لازم یعنی تسلیت گفتن و سوگواری هر دو که به کار رفته است . ( لغت نامه ی دهخدا ذیل تعزیه و تعزیت ) ولی به تدریج حالت لازم بر حالت متعدی آن غلبه کرد، به خصوص از دوره ی صفویان به بعد بیش تر در معنای لازم یعنی سوگواری و عزادار به کار رفته است .

ظاهراً نخستین بار دکتر محمد جعفر محجوب از تعزیه تعریف و توصیف کرده است . او می نویسد : « به معنای لغوی تعزیه با معنای اصطلاحی آن تفاوت دارد . »

تعزیه در لغت به معنای سوگواری و عزاداری و بر پا داشتن یادبود عزیزان در گذشته است، ولی در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنت های خاص اطلاق می شود و بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن شرط حتمی آن نیست . ممکن است گاهی خنده آور و شادی بخش نیز باشد . »

                                             ( آموزش زبان وادب فارسی،ص 25شماره80)

. در کتاب تعزیه در ایران آمده است :« تعزیه در ابتدا با عناوینی تحت ، « مجلس خوانی» بوده و بعد از آن  «واقعه خوانی » نام برده شده وبالاخره « تعزیه خوانی » قلمداد گردیده است». شبیه خوانی یا تعزیه ي نمایشی در اصل بر پایه ی قصّه ها وروایات مربوط به زندگی و مصائب خاندان پیامبر اسلام و خصوصاً وقایع فجایعی که در محرّم سال 61 هجری در کربلا برای حسین (ع) و خاندانش پیش آمد.ولی بزودی گسترش یافت و همه ی جنبه های داستان و فرهنگ توده را شامل شد .

                                                                (نمایش در ایران ،ص113) 

هر تعزیه نامه کامل را یک « مجلس » یا « دستگاه » می گفتند به اشخاص بازی «شبیه» می گفتند و بین شبیه آنها که حرف داشتند « نسخه خوان » نام داشتند و آنها که حرف نداشتند « نقش » یا « سیاهی لشکر» بر صفحه ای از هر تعزیه نامه فهرست نسخه خوانان و نیز اسباب مجلس « لوازم صحنه» نوشته می شد. خود متن را به صورت تقسیم نقش مجزّا می نوشتند، یعنی نقش هر کس بر بیاضی ، و متن فهرستی داشت که تعیین کننده ی ترتیب و توالی محاوره ای بود.

 

شکوه وجلال تعزیه درایران:

درصفحه25كتاب،درس ميرعلم دار مي خوانيم: «تعزيه از قرن اول و دوم اسلامي، در ميان مردم ايران رايج بوده است؛ اما از زمان آل‌بويه به صورت رسمي، شكل آيين و تشريفات خاصي به خود گرفت و در دورة صفويه به رونق و جلال آن افزوده شد.» 

آقاي غلامرضا گلي زواره درمجله«ديدار آشنا»نقد تندي درباره ي مطلب بالا نوشته است؛وي تصريح كرده است كه اوج رونق وجلال تعزيه مربوط به دوره ي قاجاريه بوده است نه دوره ي صفويه.وي دراين مقاله گفته است:«در ميان مدارك موجود پيرامون تعزيه ـ كه بدان اشاره خواهيم كردـ هيچ مدركي تأييد نمي‌كند كه حتي عزاداري معمولي هم در قرن اول و دوم هجري در ايران رايج باشد؛ چه رسد به تعزيه. با روي كار آمدن آل‌بويه، بنابر نوشته‌ ذهبي و برخي مورخان ديگر، توسط احمد معزالدوله ديلمي، عزاداري رسمي در بغداد متداول شد. وزيران شيعه، چون ابن‌عميد و صاحب‌بن‌عباد نيز در ترويج اين سوگواري‌ها و اقامة عزا براي شهيدان كربلا كوشيدند؛ ولي منابع مهم‌تر، هيچ گونه اشاره‌اي به رواج تعزيه‌خواني در اين عصر ندارند.

در هنگام اقتدار صفويان، پيشاپيش دسته‌هاي عزادار، روي بعضي از شترها و اسب‌ها عده‌اي به صورت نمايشي با پوشيدن لباس‌هاي رنگارنگ قرار مي‌گرفتند و مردم با مشاهده آنان، حوادث عاشورا را در ذهن خويش مرور مي‌كردند و متأثر مي‌شدند. علم و كتل‌هايي نيز همراه اين‌ها، حمل مي‌شد. جهان‌گرداني چون آنتونيوگووآر اسپانيايي، پيتر دلاواله ايتاليايي، توماس هربرت انگليسي، ژان شاردن فرانسوي و پتروس بريك كه گزارش‌هاي دقيقي از مراسم محرم در اين عصر ارائه كرده‌اند، به همين موارد اشاره و بسنده كرده‌اند؛ اما بنا به اظهار نظر پژوهش‌گران تعزيه كه همگي هم اتفاق نظر دارند براي اثبات اين‌كه شبيه‌خواني در دورة صفويه رواج داشته است، هيچ منبع مستندي در دسترس نيست در عوض، دلايل قوي براي آن وجود دارد. برخي قرينه‌ها تأييد مي‌كند كه در اواخر عصر صفويه با رواج روضه‌خواني، نقالي، فضايل‌خواني و مناقب‌خواني، مقدماتي براي اجراي تعزيه در ادوار بعد فراهم آمد؛ اما دونفر، جهان‌گرد اروپايي به نام‌هاي سالامون انگليسي و وان‌گوگ هلندي كه در دورة افشاريه در ايران به سر مي‌برده‌اند، از اجراي يك نوع تعزيه بر روي ارابه‌ها در اين عصر گزارش داده‌اند.

ساموئل هملين كه در اين سال‌ها، ناظر مراسم محرم بوده است، از دسته گرداني و اجراي صحنه‌هاي زنده در شمال ايران سخن مي‌گويد. ساموئل گوتليب گملين نيز از برگزاري مجلس تعزيه در اين دوره گزارشي ارايه داده است. جالب‌ترين و مستندترين گزارش در اين راستا، مشاهدات ويليام فرانكلين انگليسي از تعزيه عروسي قاسم و مجلس آب فرات در شيراز است. بنابراين، تعزيه نخستين تجربه‌هاي خود را در عصر افشاريه و زنديه سپري كرد؛ ولي اوج و گسترش آن مربوط به روي كارآمدن قاجاريه است و اين‌كه در درس مذكور ادعا شده است در دوره صفويه بر رونق و جلال تعزيه افزوده شد، با هيچ مدرك و سندي تطبيق نمي‌كند و از واقعيت‌ دور است.»

 

 

 

پیشینه تاریخی « علم داری » :

 

علمای لغت گویند : پرچم آن است که بر چوب یا نیزه بسته شود و به آن « علم » نیز گویند . اما مورخان معتقدند که آنها دو چیزند، همچنان که نقل می کنند: رسول اکرم (ص) برای حمزه پرچمی سفید در ماه رمضان سال اول هجرت بر بست و اولین رایتی هم که حضرتش برای مسلمین بر پا نموده ، در شوال همان سال بود.به پارچه ای که بر سر چوب بندند و علامت یک کشور یا بخشی از ارتش است پرچم ، بیرق ، علم، لوا و درفش گویند.در مصادر تاریخی به طور صریح نگفته اند که اولین پرچمدار چه کسی بوده است بعضی کاوه را نخستین پرچمدار گفته اند و بعضی دیگر به ظن قوی از پیامبر خدا (ص) ابراهیم خلیل نام برده اند و آن زمانی بود که سپاهان روم به لوط غلبه یافتند و او را اسیر خود کردند.حضرت ابراهیم پرچمی بر افراشت و به جنگ رومیان رفت و حضرت لوط را آزاد ساخت.بنا به گفته مورخان ، حضرت سید الشهدا (ع) در قیام عاشورا پرچم را به دست برادرش ابوالفضل (ع) داد و به او فرمود : « انت صاحب لوائی» و این مقام عظیم به او محول شد .  (سقای کربلا ابوالقربه، صص 61 و 59 )

و این علمداری نشانه آن بود که عباس (ع) با کفایت ترین فرد برای حمل لوا، وفادارترین

پاي بند ترین کس به اصول نهضت حسینی و باثبات ترین آنها در فراز و نشیب جنگ بود .                                                                        (سردار کربلا، ص 275)

  محور ماجرای تعزیه میر علم دار :

محور تعزیه میر علم دار بر این ماجراست که عباس چون به میدان جنگ می رود، حسین نیز به دنبالش روان می شود تا او را باز یابد و در محاربه، به او یاری کند، ولی این دو برادر به نیرنگ دشمنان از هم جدا می مانند ویکدیگررا پیدا نمی کنند . زمانی که اما م حسین به میدان جنگ می رود عباس به خیمه گاه باز گشته و چون عباس به میدان می رود حسین به چشمه گاه باز می گردد، شاید آن که یکدیگر را ببینند .

نام تعزیه از همین حادثه گرفته شده و اوج فاجعه زمانی است که این دو یکدیگر را می یابند.                                                                   

شهادت عباس(ع):

در بحار است که چون عباس خود را تنها دید نزد برادر آمد و گفت اجازه می فرمائید ؟ حسین سخت گریست و فرمود برادر جان تو علمدار منی و عباس گفت : دلم تنگ شد و از زندگی سیر شدم و می خواهم از این منافقان انتقام خون برادران را بگیرم، حسین فرمود : « آبی برای این کودکان بیاور » عباس رفت و به لشکر نصیحت کرد و آنها را بر حذر داشت و سودی نبخشید نزد برادر برگشت و به او خبر داد و شنید کودکان فریاد العطش دارند . مشکی برداشت و سوار بر اسب شد و به سوی فرات و چهار هزار از موکلان فرات، دور او را گرفتند و او را تیرباران کردند و بر آنها حمله کرد و هشتاد کس از آنها را کشت وآنها را از هم شکافت تا وارد شریعه شد و خواست شربتی آب بنوشد، بیاد تشنگی برادرش حسین و اهل بیتش افتاد، آب را ریخت و مشک را پر آب کردو بدوش راست انداخت و رو به خیمه ها کرد راه را بر او بستند و گرد او را گرفتند و با آنها جنگید تا نوفل با ضربتی دست راستش را انداخت و مشک را به دوش چپ گذاشت نوفل دست چپش را هم از مچ قطع کرد و مشک را به دندان گرفت تیر به مشک آب رسید و آبش ریخت و تیر دیگری به سینه او نشست و از اسب به خاک افتاد و فریاد زد برادر مرا دریاب، چون حسین به بالین او آمد او را به خاک و خون غلطان دید و گریست .

بعضی از تاریخ نگاران نوشته اند : آنگاه که امام (ع) می خواست بدن ابوالفضل (ع) را به خیمه بیاورد، عباس گفت : بگذار من در همین جا بمانم « انی مسح من انتک سکینه قد وعدهها بالماء و لم آنها به »

از سکینه تو شرمنده ام زیرا به او وعده آب دادم و نتوانستم آب ببرم .

ابی عبدالله الحسین (ع) فرمود :

« جزیت عن اخیک خیرا حیث نصرتنی حیا و میتا »

از ناحیه برادرت امام حسین (ع) تو را جزای خیر برسد، زیرا تو در حیات و مرگ مرا یاری کردی .

 

 

علل عدم معرفی نویسندگان تعزیه از جمله تعزیه میر علم  دار :

این سوال مطرح است که چرا در پایان اکثر نسخه های تعزیه از جمله تعزیه میر علم دار نام هیچ تعزیه یا تعزیه پرداز یا تعزیه نویسی ذکر نشده است . در ویژه نامه « نما» علل عدم معرفی تعزیه نویسان در پایان نسخه ها این گونه بر شمرده است.

1- چون از اشعار و سروده های دیگران استفاده می شده ، کاتب خود را مجاز نمی دانسته که نام خود را به عنوان نویسنده در پای نسخه مهر کند.

2- از آنجایی که نسخه نویسی مشارکت در تعزیه محسوب می شود و از دید کاتب دارای اجر و مزد معنوی است ، ازذکر نام ، خودداری می شده تا جنبه ریا به خود نگیرد.

3- هنرمند ایرانی اصولا شخصیتی محفوظ به حیا و خویشتن دار است ، پس نیاز به ذکر عنوان خود نمی دیده، واین در مورد نقّاشي ، حجّاری ، صنایع دستی و... هم قابل تعمّق و پیگیری است.

اختلاف نسخه های تعزیه حضرت عباس :

تعزیه حضرت عباس (ع) نسخه های متعدد دارد ، با وجود مضمون واحد ، هر نسخه با برداشت های متفاوت ماجرا را بیان کرده است .در نسخه ي میر علم دار اولأ گفت و گوها کوتاه و غالباً تک مصراع و تک بیتی یا دو سه بیتی اند .ثانیاً محاوره ها شیوه ي معقول و مؤدّبانه دارد و به هم ناسزا نمی گویند. ثالثاً اشعار از لحاظ ادبی ضعیف است.به طور حتم نمی توان گفت که نسخه ي میر علم دار مربوط به دوره ي قاجاریه است ؛اما ویژگی هایی ازنسخه های دوره ي قاجاریه در تعزیه ي میر علم دارمشهوداست.در کتاب پژوهش در تعزیه خوانی آمده است :«اما نسخه های جدید  تعزیه که پس از مشروطه و یک صد سال ( اخیر دوره انحطاط و خاموش تعزیه ) ساخته شده اند ، اگر چه بعضی از آنها جنبه نمایشی نسبتاً خوبی دارند ، لیکن اشعار آنها غالباً سست و ضعیف اند.»ساختمان نمایشی اشعار نسخه های قدیم در مقایسه با نسخه های دوره ناصری ضعیف است ، لیکن اشعار و قطعات بسیاری از آنها استوار و زیبا و شیوا هستند.با دگرگونی و تحوّلی که از دوره ناصر الدّین شاه به بعد در ادبیّات تعزیه روی داد از جمله کوتاه شده ي گفتارها و گفت و گوها به جنبه های نمایشی و

درامی اشعار تعزیه افزوده شد.

بررسی اختلاف نسخه ها در بیان تشنگی حضرت سکینه (ع) و در خواست التماسانه آب از حضرت عباس(ع)

1- نمونه نسخه از کتاب ادبیات فارسی:

ای عم ، به فدات جسم زارم                  من طاقت تشنگی ندارم

دست من ودامنت ، عموجان                 خون من و گردنت، عموجان

بنگر که حزین و دل کبابم                  بی تاب زبهر  قطره آبم

رحمی به صغیری من زار                    غیر از تو نبد مرا پرستار

2- نمونه نسخه از کتاب « تعزیه در خور»:

عمو العطش ، العطش                      زسوز عطش جمله کردیم غش

عمو اصغر از تشنگی گشته مدهوش     مکن جان عمو ما را فراموش

عمو اصغر از تشنگی گشته بی تاب            در این دشت باشد مگر آب نایاب

عمو العطش ، العطش ، العطش          زسوز عطش جمله کردیم غش

3- نمونه نسخه از کتاب ققنوس:

عمو جان – عموجان

از عطش مرغ دلم شده تپان

عمو جان – عمو جان

ای علم دار حسین – عمو – عمو

ای سپهدار حسین – عمو – عمو

رنگم از تاب عطش بین شده زرد

عمو جان – عمو جان

هیچ کس رحم به طفلم نکرد

ماکه طفلیم و فکار- عمو عمو

بهر ما آب بیار – عمو عمو

4- نمونه نسخه دیگر از کتاب ققنوس:

ای عمو – ای عمو – تو سقّای مایتیمان

ای میر ای میر جمله بنی هاشمیان

از تشنگی پریشانیم ما- پریشانیم ما

کبابیم از عطش عمو جان

نمودیم ضعف و غش عمو جان

نگر گشتیم پژمرده

چون غنچه در گلستان وای

5- نمونه نسخ از کتاب ( مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل در شعر فارسی)

جان عمو! برای حرم فکر آب کن           رفع عطش زعترت ختمی ماب کن

سقای تشنگان حریم خدا تویی               از بهر تشنگان حرم ، فکر آب کن

ای یادگار فاتح خیبر ! عنایتی                 راه شریعه بسته بود فتح باب کن

6-نمونه نسخه ازکتاب ماه هنر:

سکینه:

عموی زار مهربان

بیارآب این زمان

نظرنمابه کودکان

عموبیا،عموبیا

عباس:

چه باصفایی ای فرات

چه پرجفایی ای فرات

سکینه منتظر به راه

عموبرو،عموبرو                                                                          (ص34)

 

مقایسه نسخه تعزیه میر علم داراز کتاب ادبیات فارسی سال اول با نسخه دیگر در کتاب « تعزیه در ایران»: پس ازمقایسه وبررسی تنها در برخی از ابیات دونسخه فرقی اندک دیده شد ، اما در آن اندازه نیست که سبب اختلاف در وزن شود.

نسخه کتاب سال اول را با (الف) نشان داده می شود . و نسخه کتاب تعزیه در ایران را با (ب)

-الف: ای عم ، به فدات جسم زارم

-ب: عمو به فدایت جسم زارم

-الف: غیر اشک این دم کجا دارم سراغ آب را

-ب: غیر چشم این دم کجا دارم سراغ آب را

-الف: به زعم شمار گرچه این پرگناه

-ب: بر غم شما گرچه این پرگناه

-الف: نهم پا در رکاب اما زتنهاییم می گریند- یتیمان از یمین، کلثوم و زینب از یسار امروز

-ب: نهم پا در رکاب از تنهاییم می گریند- ملائک از یمین- کلثوم و زینب از یسار امروز

-الف: مرا از تو برادر جان ، به جای دور اندازند

-ب: مرا از تو برادر جان ، مخالف دور انداز ند

-الف: نهادید در عالم ذر قبول

-ب: نمودید در عالم زر قبول

-الف: بیا برادر در خون تپیده را در یاب.

-ب: بیا برادر در خون تپیده ات دریاب.                                                                                                                                                                                                          

  

تعزیه میر علم دار از لحاظ وزنی:

    تعزیه ي میر علم دار دارای بحور متعدد است ، از 70 قطعه بیت در حدود 27 بیت در بحر هزج (با اندکی اختلاف در زحافات ) ، 13 بیت در بحر رمل ( با اندکی

اختلاف در زحافات) ،11 بیت در بحر مجتث( با اندکی اختلاف در زحافات) ، 11 بیت در بحر متقارب( با اندکی اختلاف در زحافات)  ، 5 بیت در بحر مضارع( با اندکی اختلاف در زحافات)  و 2 بیت در بحر رجز است .»  از11 بیت بحر مجتث6بیت؛ واز13بیت بحر رمل 2 بیت؛و از 11 بیت بحر متقارب,2بیت مربوط به مخالف خوانهاست.«اگر به نسخه ی قدیم تعزیه توجه کنید ؛ مثل نسخه هایی که  محقّق روسی به نام« جنگ شهادت» جمع کرده بود – می بینید که سه ، چهار وزن بیشتر ندارد و تنوّع اوزان درآنها بسیار کم و در نتیجه مکالمات هم بسیار طولانی و خسته کننده است»                                               (همشهری ، شنبه 11 اردیبهشت 1377)

ا

«نكتة ديگر اين كه برخلاف عادت به هنجار اشعار ادبي كوتاه يا بلند كه در آن‌ها از آغاز تا پايان، بحر يكسان مي‌ماند، تعزيه مزبور، بحر خود را بارها عوض مي‌كند و بحور گوناگون را به خدمت مي‌گيرد. البته ممكن است اين پرسش پيش آيد كه اين تنوع، به دليل گوناگوني اجزاي تعزيه است. مثلاً بحور كوتاه براي نوحه‌خواني، رجز خواندن و بحور بلندتر، براي زبان حال امام و نيز بر شمردن اوصاف موافق خوانان بايد به‌كار گرفته شود. در حالي كه اين مناسبت گزيني در اشعار مزبور مشاهده نمي‌شود و اگر در مقايسه آن‌ها دقتي به عمل آيد، مشاهده مي‌شود بحور اغلب آن‌ها نوسانات و لغزش‌هايي دارند                                                                     .   (مجله ديدارآ شنا،شماره66)

ما در تعزیه میر علم دار مکالمات بین موافق خوانها ومخالف خوان ها یا مابین موافق خوان ها بسیار کوتاه و در اوزان متعدد سروده شده است.در این تعزیه تنوّع آهنگ و وزن در موافق خوانهاست ، از 6 وزن ، تنها 3 وزن یعنی بحرمجتث ، رمل و متقارب مربوط به مخالف خوان هاست و موافق خوان ها غیر از سه وزن یاد شده  در بحور دیگر رجز ، هزج و مضارع هم شعر دارند.مثال:

گفتگوي سکینه با عمویش : ( در وزن هرج)

ای عم ، به فدات جسم زارم              من طاقت تشنگی ندارم

دست من و دامنت ، عمو جان        خون من و گردنت ، عمو جان                                                                                                                                                                                                                                                                   (کتاب ص 25)    

پاسخ عباس (ع) به سکینه : (در وزن رمل)

ای سکینه ، بردی از جانم قرار و تاب را        غیر اشک این دم کجا دارم سراغ آب را

من ندارم آب جز اشک دو عین               اندرین دشت ای گل باغ حسین                                                                                        (کتاب ص 26)

عباس (ع) (خطاب به ابن سعد) : در وزن متقارب

ایا ابن سعد شقاوت شعار                     لوای ستم بر تو شد استوار

چنین گفت فرزند خیر الانام                  حسین ، آن شهنشاه والامقام                                                                                           (کتاب ص 26)

ابن سعد (خطاب به عباس) : در وزن مجتث

خطاب من به تو عباس ، ای دلیر جهان       برو بگو به حسین ، آن امام تشنه لبان

اگر که آب بگیرد تمام روی جهان             نمی دهم به شما غیر ناوک برّان                                                                                      (کتاب ص 26)

امام (ع) (خطاب به عباس) : در وزن رمل

غم مخور عباس ، ای نور بصر          ای برادر جان ، چرا يي دیده تر

داد من گیرد  خدای عالمین                تو مکش جانا خجالت از حسین                                                                                             (کتاب ص 27)

عباس (ع) ( پاسخ به امام (ع) ): در وزن مجتث

در این تعزیه تنها در یک مورد« بحر متقارب» برای مخالف خوانان بکار رفته است؛ اما ، برای اولیا خوانان در چند مورد از این وزن استفاده شده است.

مثال برای مخالف خوانان : ( بحر متقارب)

شمر (خطاب به ابن سعد):

امیر جهان الحذر، الحذر                    زعباس ، شیر ژیان الحذر

برس داد لشکر که از دست رفت         سیه شد جهان ، الحذر ، الحذر                                                                                          (کتاب ص 31)

مثال برای موافق خوانان : (بحر متقارب)

ایا ابن سعد شقاوت شعار                    لوای ستم بر تو شد استوار                                                                                                      (  ص26)

مثال دیگر برای موافق خوانان : ( بحر متقارب)

ایا فرقه ی فارغ از ننگ و نام                 نهادید بر کفر ، اسلام نام                                                                                          (کتاب ص 40)

 

 

ویژگیهای زبانی و ادبی شعر میر علم دار :

زبان اشعار تعزیه نامه ها زبان ادبی و زبان کتابت که در همه انواع شعر فارسی رایج است نبوده است .

ترکیب کلمات، استعمال واژه ها و اصطلاحات مبین زبانی کاملاً عامیانه است و در ارتباط برقرار نمودن با عامه مردم تأثیر بیشتری داشته است .

                                                          ( شعر تعزیه، نشریه قدس 31/5/80 )

زبان منظومه ی تعزیه میر علمدار با زبانی عامه فهم و به دور از ابهام و تعقید لفظی و معنوی است . بیشتر ابیات این تعزیه از لحاظ زبان و بیان ساده و روش و بی تکلف و تا اندازه ای در خور فهم می گردند . واژه هایی که در آن به کار می روند غالباً ترکیبی از لغات رایج و معمول زبان گفتاری هستند .

غلامرضا گلي زواره درمجله ديدار آشنا درباره ي ويژگي ادبي وزباني اشعار مير علم دار گفته است:« اشعاري كه در كتاب آمده است، چون ديگر متن‌هاي تعزيه غالباً عاميانه و غيرهنرمندانه و كم‌مايه به شمار مي‌آيند. به لحاظ فنون شعري، قالب‌ها و آرايه‌هاي ادبي و عروض و قافيه نيز اين سروده‌ها هم‌آهنگي لازم را با هم ندارند. به نظر مي‌رسد از گفتارهاي معمولي مردم كوچه و بازار اقتباس شده است؛ اگرچه از نظر عواطف و احساسات تا حدودي مي‌توانند مفيد واقع شوند. توجه سرايندگان تعزيه به جوركردن قافيه‌ها و رديف‌ها و نيز تأثيرپذيري شديد از فرهنگ عامه موجب شده است كه اشعار، از ارزش‌هاي ادبي فاصله بگيرد و كاستي غيرقابل اغماضي داشته باشد. حماسه آفريني‌هاي شهادت‌خوان، لاف‌زني‌هاي مخالفان و زبان‌حال‌ها هم بسيار سطحي مطرح شده‌اند. اگر هم برخي اشعار نقاط قوتي دارند، غالباً از سروده‌هاي شاعران معروف اقتباس شده است. نكته مهم ديگري كه بر اين اشعار سايه افكنده آن است كه واژه‌ها، برخي عبارات و پيام‌ها را از فرهنگ مردم گرفته‌اند؛ نه از سيره و روش امامان عليهم‌السلام و همين امر، موجب شده است كه كم‌تر از تركيب‌هاي پخته صناعات ادبي و بيان مصنوع بهره ببرند.»

 

 

 

1- استعمال لغات و اصطلاحات و تعبیرات عامیانه

مانند : بود لال زبانم

یا رب به برادر به چه سان عرض نمایم             گویم چه به آن شاه بود لال زبانم                                                                                     (کتاب ص 27)

مانند : نور دو چشمان

ای میر علم دار من و نور چشمان                 ای قوت بازوی من و بهترم از جان                                                                                                                                                                                                                                       ( کتاب ص26)                

2- استعمال لغات و اصطلاحات عربی

وجود لغات و اصطلاحات عربی در تعزیه میر علم دار یکی دیگر از ویژگیهای زبانی آنست ، وجود کلمات فراوان عربی از قبیل:

والی الولی- مظهر العجایب- الحذر- خیرالانام- احباب- جبان- مطلع نورین- یمین و یسار- ذوالجناح – عین – الامان- عازم- دغا.

3- «زبان حال» در تعزیه میر علم دار

در تعزیه میر علم دار تنها در یک مورد «زبان حال» از ناحیه حضرت عباس (ع) به کار رفته است.

یا رب چه کنم ؟ من زخجالت چه بگویم                    رفتم به لب آب ، بود خشک گلویم                                             

یا رب به برادر به چه سان عرض نمایم                   گویم چه به آن شاه ؟ بود لال زبانم                                                

وزن این زبان حال مستفعل، مستفعل، مستفعل ، مستف (= مفعولن، مفاعیل، مفاعیل، فعولن) هزج مثمن اخرب مکفوف مخدوف است ، محتوای آن دو بیت که بیان کننده زبان حال حضرت عباس (ع) است ، ناشاد است ، اما وزن بکار رفته برای محتواي شاد است؛ البته این موضوع یکی از ویژگیهای زبانی تعزیه هاست. 

 

4-کاربرد لغات قالبی وتکراری: بسامد واژه های قالبی و تکراری در تمام تعزیه ها از جمله تعزیه « میر علم دار » فراوان است ، بعلت اینکه دامنه لغات معمول گفتاری در تعزیه  محدود است ، بنابراین تعدادی از واژه های قالبی در تمام تعزیه ها مکرراً آمده است. به عنوان مثال در نسخه « میر علم دار» هم واژه هایی از قبیل : به فدات – نور دو چشمان – شقاوت- تشنه لبان – شهادت – پر جفا- - جفا و کین- خسان- غم خوار- ای نور بصرو صغیری جزء کلمات تکراری تمام تعزیه نامه هاست.

                      

5- همانندی زبان شبیه خوانها

زبان همه شخصیت های این تعزیه نیمه ادبی است وهمه شخصیت ها درآن همانند قصه ها اززبانی یکسان برخوردارند؛ تنها تفاوت زبانی میان شخصیت ها در آهنگ کلام است . گاهی این تفاوت زبانی پرخاش گونه است مانند«شمروعمرو»؛ و گاهی با زبانی نرم یعنی « زبان حال » و گاهی هم حماسی است .

مثال  برای « زبان حال » :

یارب چه کنم ؟ من ز خجالت چه بگویم / رفتم به لب آب، بود خشک گلویم

مثال برای زبان پرخاش گونه :                                                           (  ص27)

اگر که آب بگیرد تمام روی جهان / نمی دهم به شما غیر ناوک بران

                                                                                           ( ص 27 )

مثال برای زبان حماسی :

ایا ابن سعد شقاوت شعار / لوای ستم بر تو شد استوار

                                                                                          ( ص 26 )

6- وجود شیوه های گفتاری؛یعنی، رجز خوانی ،

مفاخره و مبارزه خوانی .

(رجز خوانی ) :

امام:: ایا فرقه ی فارغ از ننگ و نام

 عباس:نهادید بر کفر اسلام نام

امام : شما شرک یزدان ولیکن بر رسول                                                                                                       عباس :    نهادید در عالم ذر قبول                                                       (ص30)

مفاخره :                                                                              

امام : من، ای قوم، فرزند پیغمبرم .

عباس:حسین است آقا و من نوکرم .

امام : ز کشتن جوی نیست پروای من .

عباس : شهادت بود ارث آبای من .                                                  (ص30) 

7- وجود گفتار خطابی در لحن شخصیت ها

عمر سعد :

خطاب من به شما باد ای گروه جبان / کنید حمله به یک بار بر امام زمان

                                                                                            ( ص 31 )

شمر خطاب به ابن سعد ]

امیر جهان : الحذر الحذر ز عباس شیر ژیان الحذر

                                                                                             ( ص 41 )

ابن سعد :

خطاب من به تو عباس، ای دلیر جهان / برو بگو به حسین، آن امام تشنه لبان

                                                                                           ( ص 26 )

8- اقتباس از شاهنامه:

چنان خون بريزم در اين دشت كين/ كه گويد جهان آفرين، آفرين                 (  ص31)

نخست بايد گفت، اين سروده در شاهنامه از زبان كساني بيان مي‌شود كه قهرمانان افسانه‌اي هستند و اغراق آميزي، از ويژگي‌هاي آن‌ها است؛ ديگر اين‌كه از زبان امام معصوم، گفتن از خونريزي و كشتار و آفرين‌گويي خداوند بر اين قتل‌ها، امر مورد تأملي است و شخصيت‌هايي كه قول، عمل و قيام آنان سند و حجت است، نبايد در سخنان و برنامه‌هاي آنان تحريف شود و به قول استاد شهيد مرتضي مطهري، بخشي از اين تحريف‌ها، ناشي از حس اسطوره‌سازي است.                                                                                                                                       (  مجله ديدار آشنا،بهمن واسفند1384 ، شماره66)               

 

 

9- نارسایی قافیه

 در اشعار تعزیه نامه ها فهم عامه مردم ملاک قبول بوده است و از این بابت توجهی به رعایت دقیق قواعد شعری نشده است .

مثال (1) :

یا رب به برادر به چه سان عرض نمایم / گویم چه به آن شاه بود لال زبانم 

                                                                                           ( ص 27 )  

« م » د رواژگان (نما ) و ( زبان ) جزء حروف اصلی قافیه نیست و از حروف الحاقی قافیه است، بنابراین قافیه کردن « نما » و « زبان » از عیوب قافیه محسوب می شود .

مثال (2) :

مگر کنی به جهان بیعت یزید قبول        /            دهیم آب به طفلان تو در این میدان

                                                                                            (ص27)

این بیت از قالب مثنوی انتخاب شده است واژگان قافیه در بیت اول « جهان » و « لبان »، در بیت دوم ( جهان ... بران )، و در بیت سوم ( قبول ... میدان ) است .

واژگان قافیه در بیت اول و دوم صحیح است اما در بیت سوم واژگان قافیه هم از لحاظ حروف اصلی قافیه و هم حرف( روی) با هم متفاوت است .

مثال (3) :

چه تقصیر دارند طفلان من     /     که در پای آب روان جان دهند

                                                                                             (ص26)

این بیت نیز از قالب مثنوی انتخاب شده است، آخرین واژگان دو مصراع « من » و « دهند » است.

حروف اصلی قافیه در « من »،بر اساس ( مصوت کوتاه + صامت ) است و در « دهند »، ( مصوت + صامت + صامت ) است.

مثال(4):

اگربه قطره ی آبی لبش کند سیراب/دگر به جنگ سپه کس نماند از اشرار

واژگان قافیه درآخرین حرف ؛یعنی«روی»،با هم اختلاف دارند.

                                                                                         (ص31)

مثال(5):

امیرجهان الحذر،الحذر/زعباس،شیرژیان،الحذر

برس داد لشگر که ازدست رفت/سیه شد جهان،الذر،الحذر

                                                                                          (ص31)

دراین دو بیت درکل واژگان قافیه وجود ندارد ؛کلمات تکراری«الحذر»،خلا موسیقی قفیه را پر کرده است.                                                                     (ص31)

10- استعمال کنایات متعدد :

 دل کباب : کنایه از آزرده خاطر

بنگر که حزین و دل کبابم / بی تاب ز بهر قطره آبم      

                                                                                         ( ص 26 )

دست من و دامنت : کنایه از کمک و یاری کردن

دست من و دامنت، عمو جان / خون من و گردنت، عمو جان

                                                                                          ( ص 25 )

جانانه کمر به میان بستند : کنایه از آماده نبرد شدن

برادر جان ، کمر بربند اینک وقت ما تنگ است .

توجه جانب میدان کن این دم موسم جنگ است

                                                                                           ( ص 29 )

دست و تیغ از خون دشمت رنگ کن : کنایه ازکشتن دشمنان

دست و تیغ از خون دشمن رنگ کن / پشت به پشت برادر جنگ کن

    آبی برآتش زدن:  کنایه از آرام گرفتن                                                                                                  

گردوستی چو خاک ره دوست خاک شو/آبی بزن برآتش او یاهلاک شو       (ص32)

11- وجود آرایه های ادبی :

زبان اشعار تعزیه نامه ها زبان ادبی نبوده است معمولاً اکثر شاعران مقید به آوردن آرایه های ادبی نبودند، البته برخی از شاعران تعزیه پرداز اشعار تعزیه خود را به آرایه های ادبی آراسته اند .

تعزیه میر علم دار از جمله تعزیه نامه هایی است که با آرایه هایی از قبیل استعاره، تشبیه، تلمیح، تضمین، براعت استهلال به ویژه کنایات آراسته شده است .

برخی از آرایه های رایج دراین درس عبارتند از:

 

 

تضمین:

تعزیه سازان و تعزیه گردانان در هر دیوان و سفینه و جنگی که شعری مناسب و در خور می دیدند، یا شعری از شاعران به پادشاهان می آمد آن را عیناً یا با تغییر و تصرف در مضمون و عبارت، در نسخه خود می آوردند .

این نقل یا انتحال که برخی از آنها شاید از لحاظ ادبی مجاز ومورد پسند ادیبان نباشد، به صور مختلفی چون تضمین،مسخ، نسخ، سلخ، اقتباس، وحل، و عقد و غیره در اشعار آمده است .

برخی از شاعران بیشتر به قصد تفنن و هنر نمایی از اشعار شاعران نامداری چون سعدی، حافظ و فرخی و غیره تضمینهایی کرده اند .

                                                         ( پژوهش تعزیه، صص 55،558 )

در تعزیه میر علم دار، بیتی از غزلیات سعدی به شکل تضمین آمده است .

 

« بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران          که از سنگ گریه خیزد روز وداع یاران »

                                                                       ( کلیات سعدی، ص 486 )

تعزیه سازان بیت تضمین را بر اساس فراخور حال و موقعیت انتخاب می کردند .

امام (ع)  وعباس(ع)،  قبل از ورود به میدان جنگ با دل ریش یکدیگر را در آغوش می کشند و در حالت وداع شعر ( تضمین ) را با هم می خوانند؛ در این تعزیه بیت تضمین فراخور آن موقعیت و در جای خوش نشسته است .

همچنین بیت تضمین با بیت بعدی علاوه بر اینکه در معنی مکمل یکدیگرند از لحاظ شکل، قالب رباعی را تشکیل داده است .

براعت استهلال :

تعریف : آنست که مصنف یا شاعر در ابتدای مصرع  کتاب یا مطلع قصیده الفاظی ایراد کندکه خواننده، به محض خواندن آنها از قصد ومراد نویسنده و گوینده آگاه گردد .

                                                 ( فرهنگ فارسی جلد اول،ص 493 دکتر محمد معین )

از این صنعت برخی از شاعران در متن تعزیه بطور صریح و بعضی ظریف و تلویحی استفاده کرده اند .

 در درس میر علم دار با استفاده از برخی از اصطلاحات و تعبیرات در ابتدای آن از قبیل : حزین دل کبابم و بی تابی به تشنگی حضرت سکینه اشاره دارد . و نیز در جای دیگر نسخه آنجا که امام خطاب به عباس می فرماید :

ایا ابن سعد شقاوت شعار                                                   ( از کتاب ص 26 )

یا

برادر، وقت آن شد هر دو در خون غوطه ور گردیم .

به فردوس برین زین دشت و هامون همسفر گردیم .                               (ص27)

مقدمتاً به ماجرای شهادت حضرت عباس (ع) اشاره می کند .

 

استعاره :

گر دوستی چو خاک ره دوست خاک شد              آبی بزن به آتش او یا هلاک شد

                                                                                                 ( ص 32 )

با دل ریش وداعی بکنیم ای محزون                      ز آه جان سوز، فلک را بنماییم نگون

من ندارم آب جز اشک دو عین                             اندرین دشت ای گل باغ حسین

                                                                                                 ( ص 26 )

ای تو غم خدا رو سپهدار رشید                             ای که چون تو دیده ی انجم ندید

                                                                                                 ( ص 28 )

تشبیه :

گر دوستی چو خاک ره دوست خاک شو               آبی بزن بر آتش او یا هلاک شو

                                                                                             (ص32)

گردید ز من منع، زاتی که چو دریاست               آخر نه همین آب ز مهریه زهراست

تلمیح :                                                                             (ص26)

گردید ز من منع، فراتی که چو دریاست             آخر نه همین آب ز مهریه زهراست

شما شرک یزدان ولیکن بر رسول                    نهادید در عالم ذر قبول (ص30)

تلمیح دارد به « الستُ بربکم .... که پروردگار از عا لم ذر ( انسان ) تعهد گرفت .

 

                     

منابع ومآخذ:

  1- جهانگيرنصري اشرفي ، ققنوس ، چاپ اوّل- 1381،سوره مهر

2  - بيضائي ، بهرام، نمايش درايران، ،ج1-چاپ دوم -  1379-انتشارات روشنگران ومطالعات زنان                 

3- روزنامه همشهري ،شنبه11ارديبهشت1377،شماره1536            

4-شهیدی،عنایت الله، پژوهش درتعزيه وتعزيه خواني ،چاپ اول،دفترپژوهش های فرهنگی،1380                       

5-مهندس پور،فرهاد  ،تعزیه به مثابه ی معرفت دینی،    كتاب ماه هنر ،بهمن واسفند1384 ،شماره 89و90                                      

6   - همايوني، صادق، تعزيه در ايران ، -چاپ دوم-نشرنوید-1368

  7 هنري، مرتضي، تعزيه درخور،نشر اطلاعات-1382

8- فلاح زاده،مجید، تاريخ اجتماعي – سياسي تأتر درايران،چاپ18 اردیبهشت1384،نشرپژواک کیوان